سلام من بخاطر اینکه دلم از بعضی از دوستانم و از این زمونه پره و دلگیرم این وبلاگ را راه اندازی کردم. اگر درد دلی شما هم دارید تو نظرات بذارید تا بذارم تو وبلاگ. ان شالله همیشه بی درد باشید....
کسی دیگر نمی کوبد در این خانهی متروک ویران را
کسی دیگر نمیپرسد چرا تنهای تنهایم
و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمیماند
و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم
درون کلبهی خاموش خویش اما
کسی حال من غمگین نمیپرسد
و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم
درون سینهی پر جوش خویش اما کسی حال من تنها نمیپرسد
و من چون تک درخت زرد پاییزم
که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمیماند
برچسب:
نویسنده: دردمند